به نام آنكه جان را فکرت آموخت--------- چراغ دل به نور جان برافروخت |
روزنامه فروشی در کابل
چند روزی را در کابل بودم. بر حسب وظیفه و علاقه ژورنالیستی سعی کردم به برخی از رسانه ها و منابع مطبوعاتی این شهر سری بزنم و از اوضاع فعلی مطبوعات آگاه شوم. بدین تریب بود که اولین چیزی که توجه ام را به خود جلب کرد گیشه و یا دکه ای در شهر ندیدم که از طریق آن بفهمم چند تا نشریه و روزنامه در این شهر در دسترس مخاطبان قرار دارد. چیزی که به راحتی ما در تهران و در اولین کوچه و خیابان می بینیم همین دکه های روزنامه فروشی است. لذا پس از پرس و جویی آگاه شدم که اغلب رسانه ها از طریق مشترکین نشریات خود را به دست علاقمندان می رسانند. گویا در زمان جنگهای داخلی و حکومت ده ساله طالبان بسیاری از مطبوعات و دکه ها از بین رفته بودند اما اکنون رسانه ها با رشد چشمگیری مواجه شدهاند به طوری که ده ها رادیو و تلویزیزون و روزنامه و نشریه در این شهر منتشر می شود. اکنون ما شاهد نبرد میان رسانه ها در افغانستان هستیم که بسیار جالب و تعجب برانگیز است. چرا که در رسانه ها به خصوص رسانه های دیداری و در گام بعدی شنیداری پیشرفت بسیار بوده و در هر جایی که می روی اغلب مردم تمایل دارند با دیدن یکی از برنامه های تلویزیونی خود را سرگرم کنند. اما در کنار برنامه های سرگرم کننده برنامه هایی نیز با موضوعات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی که تمرکز آن بر حقوق بشر، دموکراسی، قانون گرایی، حقوق زنان و ... است دیده می شود. موضوعاتی که سالهاست مردم افغانستان از آن دور بوده اند و اکنون به واسطه امنیت نسبی که در کشور برقرار شده و با حضور گسترده رسانه ها این موضوعات نه تنها در کشور در حال نهادینه شده است بلکه رسانهها سعی دارند راهی را برای آینده بگشایند تا مردم دیگر شاهد تکرار ماجراهای تلخ گذشته نباشند. گذشته ای که به خصوص در دوران طالبان از آن به عنوان دوران وحشت یاد می کنند. جهان که به هزارۀ سوم پا میگذاشت افغانستان آرامشی داشت گورستانی. چندانکه مردم خود افغانستان از آنچه درآن کشور می گذشت بی خبربودند. نه تلویزیون داشتند، و نه رادیو و روزنامه ای جزشریعت طالبان. آنها خبر ویرانی پیکره های بودا را از دیگران شنیدند. جالب این است که تا سال ۲۰۰۲ که افغانستان بار دیگر صاحب تلویزیون شد تصویر ویران شدن بودا ها را خود مردم افغانستان ندیده بودند. این از عجایب روزگار و در دنیای پرشتاب مدرنیته است که چنین بدوی با مردم رفتار شد. در کشوری که مطبوعات چیز جدیدی نبود و با تاریخچه ای برابری می کرد که دانستن آن بسیار تعجب برانگیز است.
روزنامهنگاریهای جدید برای دنیای جدید
تاریخ تحولات دنیای روزنامهنگاری با تاریخ پیشرفتهای دنیای فناوریهای ارتباطی پیوند خورده است. از اختراع چاپ گرفته تا تلگراف و پس از آن رادیو و تلویزیون و اینترنت هرکدام فصل جدیدی در دنیای روزنامهنگاری گشودهاند. اختراع هرکدام از این فناوریهای جدید آنچنان دنیای روزنامهنگاری را متحول کرده که در نتیجه میتوان بهترین شیوه مطالعه تاریخ روزنامهنگاری را بر مبنای تغییرات تکنولوژیکی قرار داد. با اختراع چاپ بود که مطبوعات از برگههای دستنویس فراتر رفته و در تیراژ بالایی قابل تولید و توزیع شدند. اختراع تلگراف نیز امکان خبررسانی سریع بدون نیاز به حضور فیزیکی خبررسان را بهطور سامانیافته فراهم کرد و شکل جدیدی از روزنامهنگاری پدید آمد. تولد رادیو علاوه بر آنکه امکان خبررسانی صوتی را پدیدآورد با اوجگیری فعالیت نشریات جنجالی همراه بود و در گسترش اخبار جنجالی تاثیرگذار شد. تلویزیون نیز با شکلدهی به روزنامهنگاری تصویری، اخبار و اطلاعات را علاوه بر متن بهصورت برنامههای تلویزیونی نیز قابل ارائه کرد و گستره مخاطبان را افزایش داد.
روزنامهنگاریهای جدید برای دنیای جدید
تاریخ تحولات دنیای روزنامهنگاری با تاریخ پیشرفتهای دنیای فناوریهای ارتباطی پیوند خورده است. از اختراع چاپ گرفته تا تلگراف و پس از آن رادیو و تلویزیون و اینترنت هرکدام فصل جدیدی در دنیای روزنامهنگاری گشودهاند. اختراع هرکدام از این فناوریهای جدید آنچنان دنیای روزنامهنگاری را متحول کرده که در نتیجه میتوان بهترین شیوه مطالعه تاریخ روزنامهنگاری را بر مبنای تغییرات تکنولوژیکی قرار داد. با اختراع چاپ بود که مطبوعات از برگههای دستنویس فراتر رفته و در تیراژ بالایی قابل تولید و توزیع شدند. اختراع تلگراف نیز امکان خبررسانی سریع بدون نیاز به حضور فیزیکی خبررسان را بهطور سامانیافته فراهم کرد و شکل جدیدی از روزنامهنگاری پدید آمد. تولد رادیو علاوه بر آنکه امکان خبررسانی صوتی را پدیدآورد با اوجگیری فعالیت نشریات جنجالی همراه بود و در گسترش اخبار جنجالی تاثیرگذار شد. تلویزیون نیز با شکلدهی به روزنامهنگاری تصویری، اخبار و اطلاعات را علاوه بر متن بهصورت برنامههای تلویزیونی نیز قابل ارائه کرد و گستره مخاطبان را افزایش داد.
|
«ویروس روزنامه نگاری» ! |
|
"روزنامه نگاری ویروسی است که اگر وارد بدن یک انسان شود تا آخرین دم واپسین اورا رها نخواهد ساخت. این ویروس با ویروسهای دیگر دارای این فرق است که اگر آن را از بدن روزنامه نگار خارج سازند خواهد مُرد.. این واقعیت دهها ساله را همه دانشجویان حرفه روزنامه نگاری در کتابهای درسی خود خوانده اند و گریزی از آن نیست. این واقعیت در نوامبر (آبان ماه) 2011 (امسال) یک بار دیگر به ثبوت رسید. |
دکتر نوشیروان کیهانی زاده
برافتادن در شأن دایناسور است
علی اکبر قاضی زاده
راضی نبودیم ما كه موضوع بیماری حسین قندی رو شود. بیشتر به این امید كه خودش سرپا باشد و درباره دوره بیماریش مستقیم، همه را روشن كند. بخشی هم شاید به این ملاحظه بود كه او را و خانوادهاش را آزرده نكنیم. حالا اما روزگاری نیست كه بشود چنین رویدادی را پوشیده نگاه داشت
بچههای دانشجو در مركز مطالعات و تحقیقات رسانه، در سال 84 یا 85 دسته ما را «دایناسورها» نام دادند و این اسم روی گروه ماند كه ماند. این نامگذاری چند شناسه داشت: دایناسورها بیش از نیم قرن عمر كرده بودند، پیشینه كار مطبوعاتیشان به دهه 50 شمسی برمیگشت و همه حالا تدریس میكردند. گویا آن بچههای اسمگذار خصلتهای آن جانداران دوره ژوراسیك را در این گروه میدیدند: درشتی، ترسآوری و از همه مهمتر در مسیر برافتادگی بودن. فریدون صدیقی، مهدی فرقانی، حسین قندی، یونس شكرخواه و صاحب این ستون در این گروه جای دارند. حالا جامعه و جامعه مطبوعاتی ما، بیهیچ تشویشی بیماری یكی از آن دایناسورها را تماشا میكند؛ رفتاری كه با روانشاد دریایی، حسین پرتوی، محمد فرنود و دیگران پیشینه دارد. در جامعهیی كه برای بیماری یك نوازنده، یك هنرپیشه یا یك ورزشكار اهل قلم اشك بر چشم مخاطبان میآورند، كسی حتی از برافتادن این دایناسورها خبر هم نمیشود. گویا برافتادن رسم دایناسورهاست.
دایناسورها تربیت روزنامهنگارانه اصولی دارند. با بزرگانی دمخور بودهاند كه حالا وجودشان كیمیاست. خود را خودشان ساختهاند و چون این حرفه را جدی میگیرند، انتظار دارند بچهها هم چنین نگاهی داشته باشند؛ آن هم در عصر یخبندان.
اولین شماره نشریه گلشن راز منتشر شد

هفته نامه گلشن راز با گستره توزیع استان های شمالغرب کشور ( آذربایجان شرقی ،غربی ، زنجان و اردبیل ) و با زمینه سیاسی و فرهنگی به تازگی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز نشر و توزیع گرفته است .
در نخستین شماره این هفته نامه که در ۱۲ صفحه به همراه ۴ صفحه ضمیمه شهرستان شبستر منتشر شده مطالب متنوعی را می توانید مطالعه کنید .
گفتگو با ناهیدی آذر از نویسندگان و تاریخ نگاران آذربایجان و مولف کتاب "تجار و دهقانان ایران "در خصوص نهضت مشروطیت با عنوان "مشروطیت نهضت بود نه انقلاب " و نیز گفتگو با رحیم شهریاری (خواننده ) در خصوص موسیقی پاپ آذری با عنوان " شاد خواندن کار هر کسی نیست " از جمله مهمترین مطالب این نشریه است .
در صفحات دیگر این نشریه مطالبی با عنوان : شهر رسانه ندارد ،ما خود دردنامه مصوریم ،تولد گلشن راز دوم ،و طنز " خبرنگار کیست " و نیز صفحات ترکی آذری به چشم می خورد .
مدیر مسئول این نشریه در سرمقاله اولین شماره در مطلبی با عنوان " گلی در گلشن فرهنگ و ادبیات " چنین نوشته است:
هرگز در این آغاز راه ادعا نداریم که در راه خلق شاهکاری مطبوعاتی گام برمی داریم و بهترین و تاثیرگذارترین هستیم !اما آرزو و آرمان دیرین ما در نشریه گلشن راز و در این اوضاع سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی راز آلود این است که در دیار آذربایجان که به حق باید آن را گلشن شعر و ادب و خلق حماسه و ایثار لقب داد راز ها و اسرار ناگفته ی بسیاری است که مکاشفه این راز ها رسالت هر آذربایجانی است .همین که در این دیار و در این گلشن بتوانیم "راز " جاودانگی و سر معرفت خواهی و کمال جویی و حق طلبی مردمانش را هر چند ناچیز به تصویر کشیم هنر کرده ایم و این نیز جز ادای دین به این سرزمین پر گهر چیز دیگری نیست .
گلشن راز چون چشم و گوش جامعه ، پیکی است برای همه مشتاقان و علاقه مندان حوزه فرهنگ و هنر و ادبیات و توتمی است مهر افروزبر صفحه معادلات سیاسی که ضمن نفی هر گونه مرز بندی های کاذب و زود گذر دنیوی نه بر طبل هیاهو می کوبد و نه هر گونه افراط و تفریط را بر می تابد . بلکه بیشتر بر مدار مدارا و اعتدال و انصاف چرخیده و بر محور روشنگری وآگاهی بخشی جامعه اسلامی مان گام برخواهد داشت .
شهروندان در نقش « روزنامه نگاران»
محمد امین خوش نیت
کارشناس ارشد روزنامه نگاری
دو سال پیش وقتی تلویزیون محلی تبریز و سپس اخبار بیست و سی شبکه سراسری، تصاویر فروریختن یک ساختمان نوساز چهار طبقه در خیابان شهید بهشتی تبریز را نشان داد، این باور در ذهن بسیاری از مدیران ارشد استانی و کشوری و حتی کارشناسان ارتباطات شکل گرفت که موضوع «روزنامه نگاری شهروندی» بیش از انتظار در بین مردم ایران و آذربایجان برای خود جای پایی محکم باز کرده است. شهروندان و به ویژه قشر جوان آن، اکنون ثابت کرده اند که نمی خواهند از تکنولوژی های نوین ارتباطی دنیا عقب بمانند. تصاویر پخش شده مورد اشاره از کیفیت، نور و تنظیم حرفه ای برخوردار نبود چرا که یکی از شهروندان تبریزی با یک گوشی تلفن همراه آن را ثبت و ضبط کرده بود اما این تصاویر چنان گویا و به اصطلاح «خبری» بود که به سرعت در کل کشور انتشار یافت و از طریق بلوتوث در تلفن های همراه بسیاری از هم وطنان جای گرفت.
چندی پیش نیز، شهروندانی که ذوق و استعداد خبری داشتند در میدان کاج سعادت آباد تهران، صحنه ی تلخ و تاسف بار جنایتی را ضبط کردند که ایران را تکان داد. حتی شبکه های خارجی نیز بدشان نیامد تا با تمسک جستن به این تصاویر و پخش چند باره آنها، امنیت کشور ما را زیر سوال ببرند. حادثه چاقو کشی و خونریزی و مرگ تدریجی مصدوم حادثه که در برابر دوربین تلفن های همراه صورت پذیرفت، هر چند شرافت انسانی و مسئولیت اجتماعی شاهدان عینی حادثه را زیر سوال برد اما خود گواه دیگری بود بر این نکته که علم و حرفه ی روزنامه نگاری اکنون دیگر در چار دیواری اتاق های خبر، دفاتر روزنامه و پشت اتاق فرمان و استودیو و دوربین های حرفه ای تصویربرداری محصور نشده است. مجهز بودن تلفن های همراه به ابزار تصویربرداری، رشد فرهنگ و بینش اجتماعی شهروندان، و ارتقای سطح سواد آنها سبب شده تا عرصه بر روزنامه نگاران و خبرنگاران سنتی گذشته تنگ شود. اکنون هر شهروندی می تواند خود در نقش یک روزنامه نگار فعال و یک خبرنگار زبده و حاضر در صحنه ظاهر شود. بدین ترتیب با آغاز قرن بیست و یکم رسانه های گروهی با پدیده ی جدیدی به نام «روزنامه نگاری شهروندی» روبرو شده اند.
پردرآمدترین روزنامه جهان
مرکز بینالمللی تحقیقات کارآفرینی (GIA) با معرفی روزنامه آمریکایی "نیویورک تایمز" به عنوان پردرآمدترین روزنامه جهان، پیشبینی کرد که درآمد روزنامههای جهان تا سال 2015 به 191 میلیارد دلار برسد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پی آر وب، مرکز بینالمللی تحقیقات کارآفرینی (GIA) در گزارش تازه خود به پردرآمدترین نشریات و روزنامههای جهان پرداخته که در صدر این فهرست نام روزنامه "نیویورک تایمز" به چشم میخورد.
نشریات هرالد تیبیون، نیوز کورپوریشن، اکونومیست، واشنگتن پُست، روزنامه چینی سوت چینا، روزنامه ژاپنی یومیوری و روزنامه سان هم پس از نیویورک تایمز در ردههای بعدی این فهرست قرار گرفتهاند.
همچنین در گزارش این مرکز بینالمللی آمده است: درآمد حاصل از فروش و توزیع روزنامه در سراسر جهان تا سال 2015 به بیش از 191 میلیارد دلار خواهد رسید.
این گزارش میافزاید: هر چند در سال 2010 درآمد قابل توجهی از طریق فروش و توزیع روزنامهها و نشریات به دست آمده، این درآمد در سالهای آتی هم به رشد خود ادامه میدهد اما با این وجود درآمد مذکور تاثیری در رشد اقتصادی کشورهای اروپایی و آمریکا نخواهد گذاشت.
کسب مقام دوم رشته گزارش نویسی
از پنجمین جشنواره میراث فرهنگی

در پنجمین جشنواره میراث فرهنگی و رسانه به حول و عنایت الهی موفق شدم مقام دوم را در بخش گزارش تحقيقي كسب كنم .
در مراسم اختتاميه پنجمين جشنواره ميراث فرهنگي و رسانه كه با حضور مسئولين اين سازمان در تهران برگزار شد برگزيدگان و نويسندگان و گزارشگران فعال در حوزه ميراث فرهنگي ،گردشگري و صنايع دستي معرفي شدند .
گفتني است: بيش از 7280 اثر رسانه اي به دبيرخانه اين جشنواره ارسال شده بود كه بعد از داوري ها و بررسي هاي كارشناسانه توسط اساتيد به نام حوزه روزنامه نگاري متشكل از : دكتر يونس شكر خواه ،دكتر قندي ،دكتر محمدمهدي فرقاني ،دكتر فريدون صديقي ،دكتر مجيد رضاييان و دكتر مهدي منتظر قائم برگزيدگان هر رشته انتخاب شدند .
سال گذشته نيز عنوان سوم اين جشنواره را در بخش گزارش کسب کرده بودم.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|